جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مبانی اعتقادی رشد و انحطاط جامعه اسلامی از دیدگاه شهید مطهری و اقبال لاهوری
نویسنده:
پدیدآور: محبوب علی ناصر ادین ؛ استاد راهنما: سید هبه الله صدرالسادات
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پایان نامه بر دو بخش مشتمل است: بخش اول: کلیات و مفهوم شناسی، در این بخش علاوه بر سؤالهای اصلی، فرعی، سابقه، ضرورت وهدف تحقیق، مفاهیمی چون: معانی؛ مبانی، رشد، انحطاط، جامعه، معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی، ارزش شناسی را توضیح و زندگی نامه‌ی شهید مطهری و اقبال لاهوری و آثار این بزرگوار را بیان نموده‌اند. بخش دوم: مشتمل بر چهار فصل است(معرفت شناختی، هستی شناختی، انسان شناختی و ارزش شناختی)، در فصل اول، در بحث (معرفت شناختی) دنبال این پاسخ بودیم که آیا معرفت شناسی ممکن است یا نه؟ اقوال علما در این مسأله مطرح نموده و «ارزشِ شناخت»، «منابعِ شناخت»، «أبزار شناخت»، «معیار، موضوع، مراحل و انواع شناخت» از دیدگاه شهید مطهری و اقبال لاهوری را مورد بحث قرار دادیم. و در آخر فصل به بیان رشد و انحطاط جامعه در آئینه مطالب مذکور پرداخته و علم، عقل.. از جمله عوامل رشد جامعه و تحجر و جمود، عقل گرایی افراطی، تقدیر پرستی منحط، تصوف منفی و انزوا طلب، حس گرایی افراطی و تکیه بر ظن و گمان را از جمله مبانی انحطاط جامعه اسلامی قرار گرفتند. در فصل دوم درباره (هستی شناختی)، که یکی از بنیادی ترین نظام اعتقادی اجتماعی است، پرداختیم. در این فصل دنبال «ضرورت»، «اقسام»، «معیار» بویژه معیار هستی شناسی اسلامی، عوالم وجود را در نظر هردو بزرگوار در مسأله بیان و در آخر فصل به بیان مبانی رشد و انحطاط جامعه پرداخته و خدا باوری، اعتقاد توحید، درک عمیق و اعتقاد به این عوالم را از جمله مبانی رشد بر شمردیم. و خود ناباوری، خود ناشناختی(خود فراموشی)، نگرش غلط درباره خداوند، و انکار معاد جزء مبانی انحطاط جامعه اسلامی قرار گرفتند. در فصل سوم بحث(انسان شناسی) را مطرح کردیم. و موضوعاتی همچون: حقیقت انسان، جایگاه انسان در جهان(کرامت، خلافت و امانت دار الهی)، انسان کامل، ابعاد وجودی انسان، معنا و مفهوم خودی از دیدگاه این دو بزرگوار مطرح و در آخر فصل به مبانی رشد و انحطاط جامعه اشاره نموده و خودشناسی، بازیابی هویت اسلامی، اعتقاد به جاویدانی و فنا ناپذیری انسان از جمله مبانی رشد و نگرش غلط نسبت به مسائل مربوط به انسان، خود ناباوری، نظام آموزشی غیر استاندارد، زندگی غیر متحرک و عاری از عمل از جمله عوامل و مبانی انحطاط جامعه قرار داده شد. در فصل چهارم «أرزش شناختی» دنبال بررسی مفاهیم هم چون: «معنا و مصادیق ارزشها»، «اهمیت و انواع ارزش»، «درجات و مراتب ارزشها» را بیان نموده و ایمان، توحید، بندگی و ... را از جمله مصادیق ارزشها گردانیده، سپس تاثیر مبانی ارزش شناختی بر رشد و انحطاط جامعه اسلامی را بیان و احیا و زنده نگهداشتن ارزشهای مذکور مایه رشد و هرگونه افراط یا تفریط در آنها را مبانی انحطاط قرار داده شد.
تحلیل و نقد تطبیقی نسبت علم و دین از دیدگاه ایان باربور و مرتضی مطهری
نویسنده:
پدیدآور: امیر قنبری همایکوه ؛ استاد راهنما: ایراندخت فیاض ؛ استاد مشاور: محسن ایمانی ؛ استاد مشاور: اکبر صالحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
امروزه نسبت علم و دین، یکی از مسائل بحث‌انگیز و مهم در جوامع غربی و اسلامی است. هدف تحقیق حاضر تحلیل و نقد تطبیقی نسبت علم و دین از دیدگاه ایان باربور و استاد مرتضی مطهری است. این پژوهش از نظر طرح تحقیق جزو تحقیقات کیفی بوده و از نظر روش در چارچوب روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی صورت گرفته است. در این رساله سعی نمودم تا با تطبیق و مقایسه دیدگاه دو اندیشمند و متفکر بزرگ واقع‌گرا یکی در جهان اسلام و دیگری در جهان غرب در خصوص رابطه علم و دین بپردازم. در این پژوهش با طرح پنج پرسش «نسبت علم و دین در دیدگاه استاد مرتضی مطهری»، «نسبت علم و دین در دیدگاه ایان باربور»، «وجوه اشتراک و تقابل و افتراق میان ایان باربور و استاد مرتضی مطهری» و «نقدهای وارده بر ایان باربور و استاد مرتضی مطهری در حوزه علم و دین» مورد بررسی قرار گرفت. اشتراکات ایان باربور و استاد مرتضی مطهری شامل: مخالفت با تفتیش عقاید، جهانی بودن علم، محدودیت‌های علم و اعتقاد به مبانی رئالیسم و افتراق‌های بین این دو اندیشمند، برداشت از مفهوم ثبات و حرکت، توازی خداوند و جهان هستی و تفاوت در نوع رئالیسم است. ایان باربور و استاد مرتضی مطهری با دو نگرش متفاوت، در تشخیص مکمل بودن علم و دین تلاش کردند. باربور با تکیه ‌بر «فلسفه پویشی» و «رئالیسم انتقادی» به طرح چهار رویکرد «تعارض، تمایز، گفتگو و مکمل» پرداخته است. نقدهایی شامل: وحدت علم و دین در چارچوب فلسفه پویشی، رئالیسم انتقادی، هم‌عرض بودن خداوند و جهان هستی، تقدّم معرفت تجربی بر معیار معرفت دینی بر ایشان وارد است. برداشت استاد مرتضی مطهری از رابطه «علم و دین» بیشتر رابطه «علم و ایمان» است. از نقدهای وارده بر استاد مرتضی مطهری می‌توان به بسط ندادن نظریه خود و عدم پرداختن به تأثیرات متقابل علم و دین بر یکدیگر اشاره کرد. در مجموع می‌توان گفت: مطهری با واکاوی پیش‌فرض‌های ذهنی افراد در پی مکمل بودن رابطه علم و ایمان است و اعتقاد دارد که علم و دین به یکدیگر نیازمندند. آرای باربور در آخرین اظهارنظرش درباره رابطه علم و دین با تکیه ‌بر الهیات پویشی از تمایز علم و دین به مکمل بودن این دو تغییر یافت. نتایج این پژوهش نشان داد که علم‌ دارای منشأ انسانی، ابطال-پذیر، تجربی و مادی است. به‌طورکلی علم در زمینه جهان آفرینش است، اما دین از خود آفریننده و پروردگار جهان سرچشمه می‌گیرد و دارای منشأ ماورای قدسی و غیرقابل‌ابطال است. عصاره کلام اندیشه مطهری این است که علم حدود خاصی دارد، لذا اعتقاد و ایمان دینی را نمی‌توان بر اساس استدلال علمی و عقلی فهمید، اگر هم‌چنین شود ایمان مغلوب عقل خواهد شد و کاری از پیش نمی‌برد جز آن‌که بر شک و حیرت ما بیفزاید. این که ما دین را می‌پذیریم نوعی داوری عقلانی راجع به آن است. هم‌چنین سایر نتایج پژوهش نشان داد که در دیدگاه مسالمت‌جویانه با قبول مبانی و اصول، هرکدام از پیامدهای ناگوار دیگری جلوگیری به عمل می‌آورد.
منابع معرفت دینی از منظر شهید مطهری
نویسنده:
پدیدآور: زهرا واهبی ؛ استاد راهنما: مصطفی جعفرطیاری ؛ استاد مشاور: معصومه بهرامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معرفت دینی با فهم روشمند و پژوهش در منابع دینی حاصل می‌شود. این نوع معرفت، مبانی و مقدماتی دارد که برپایه‌ی آن‌ها، سیر علمی در فهم دین آغاز و تا رسیدن به نتیجه دنبال می‌شود. علمای اسلامی، هر کدام به نوبه‌ی خود به بیان منابع معرفت دینی پرداخته‌اند؛ از جمله این دانشمندان، می‌توان شهید مطهری را نام برد که در پیشبرد علوم اسلامی نقش بسزایی ایفا کرده است. ایشان منابع معرفت دینی را کتاب، سنت، اجماع و عقل می‌داند. شناخت و بررسی منابع معرفت دینی برای فهم درست و تشخیص معتبر بودن باورهای دینی، حائز اهمیت است. از نظر مطهری، اسلامی که همواره به همه نیاز‌های دنیوی و اخروی انسان توجه داشته و برای آن برنامه تنظیم کرده است، نسبت به منابع معرفت که برای رسیدن به معرفت دینی لازم است، بی‌تفاوت نبوده است، بنابراین، اهمیت شناخت منابع معرفت، ضروری می‌باشد. پژوهشگران بسیاری به بررسی آراء و عقائد استاد پرداخته‌اند، اما به طور مشخص به نظرات ایشان در باب این منابع پرداخته نشده است. دراین پژوهش که با روش تحلیلی توصیفی به آن پرداخته شده، پس از جمع‌آوری آراء شهید مطهری در آثار ایشان به روش کتابخانه‌ای، در باب منابع معرفت، در آغاز و بعد از پرداختن به کلیات و مفهوم شناسی، قرآن، که منبع اصیل و اساسی دین است، مورد بررسی قرار گرفته است؛ بعد از آن به اعجاز قرآن، تحریف ناپذیری قرآن و فهم پذیری قرآن از منظر استاد مطهری پرداخته شده است. سپس، اصطلاح سنت از دیدگاه‌های مختلف و تمایز حدیث و سنت و اثبات حجیت سنت پیامبر ( صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار ( علیهم السلام) مورد بحث قرار گرفته است. تعریف اجماع و دلایل حجیت آن نیز تبیین شده و در ادامه، عقل به عنوان منبع معرفت، انواع عقل، صفات عقل، ملاک‌های تربیت عقل، قوانین عقل و محدودیت‌های آن، اصالت معرفت عقلی در اسلام، حجیت عقل در معارف دینی و دلایل حجیت آن به مورد بحث و بررسی گذاشته شده است.
بررسی تطبیقی عللِ اخلاقی گرایش به الحاد از دیدگاه مطهری و پاسکویینی
نویسنده:
ریحانه السادات عظیمی ، محسن جوادی ، رضا اکبری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این پژوهش، آرای مطهری و پاسکویینی به عنوان نمایندگان دو تفکر فلسفی- الهیاتی، در باب مسأله الحاد بررسی شده است. ایشان در زمینه علل گرایش به الحاد، عوامل غیر فلسفی، شامل علل اخلاقی و شناختی را با اهمیت شمرده‎اند. این مقاله با هدفِ یافتن اشتراکات، افتراقات و نوآوری‎های هر یک از این دو اندیشمند، آثار آنها را مورد بررسی قرار داده است. یافته‎ها حاکی از این است که مطهری و پاسکویینی معتقدند گرایش به الحاد علاوه بر اینکه جریانی خلاف طبیعت و فطرت بشر است باید به عنوان مسأله‎ای اخلاقی و اجتماعی نیز مورد مطالعه و کنکاش قرار گیرد؛ گرایشات روزافزون به الحاد در حوزه اخلاق و اجتماع نشان می‎دهد عوامل غیر فلسفی دیگری وجود دارند که تلاش می‎کنند افکار عمومی را به سمتی هدایت کنند که اعتقاد به خدا را مانعی بر سر راه آزادی های فردی و اجتماعی و نیز پیشرفت جوامع تلقی کنند. زیرا دوگانۀ ایمان و الحاد عرصۀ اعتقاد و عمل را به هم پیوند داده و در عرصه عمل، بشر را با چالش‎های اخلاقی و اجتماعی مواجه ساخته است. گرایش به الحاد علاوه بر اینکه در چگونگی شکل‎گیری تصور و شناخت خدا نقش اساسی دارد، مجموعه باورهای اخلاقی جوامع را نیز تحت تأثیر قرار داده و آنها را از معنویت به لذت‎گرایی و سودمحوری سوق می‎دهد.پس در نظر مطهری و پاسکویینی، گرایش به الحاد علاوه بر اینکه موضوعی اعتقادی و استدلالی است می‎تواند ابعاد و شئون روانشناختی، تربیتی، اخلاقی، اجتماعی و رسانه‎ای نیز داشته باشد.
صفحات :
از صفحه 112 تا 170
استاد مطهری و اندیشه سیاسی
نویسنده:
فاطمه نامور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
عدالت از نگاه شهید مطهری
نویسنده:
سید مهدی طاهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
نظریة المعرفة بین الشهیدین الصدر والمطهری
نویسنده:
عمار ابورغیف
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 101 تا 134
مخالفان فلسفه در فرهنگ اسلامي از ديدگاه استاد شهيد مرتضي مطهري
نویسنده:
حسين مظفري
نوع منبع :
نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در اين مقاله، ديدگاه علامه شهيد مرتضي مطهري درباره مخالفان فلسفه در فرهنگ اسلامي تبيين شده است. ايشان در مجموع، پنج گروه را جزو مخالفان فلسفه برمي‌شمرد: معتزله، اهل‌حديث، اشاعره، جريان تلفيقي (تلفيقي از اهل‌حديث و فلسفه حسّي) و عارفان مسلمان. از اين ميان، معتزله، به روش تفکر فلسفي بيش از ديگران نزديک بودند، ولي با وجود اين، روش آنان نيز روش جدلي بود نه برهاني. افزون‌براين، معتزليان برخي از آراي فلسفي را نيز قبول نداشتند. اهل‌حديث، ضمن پرهيز از هرگونه استدلال در زمينه باورهاي ديني، بر لزوم تمسک به ظواهر متون ديني تأکيد مي‌کردند. اشاعره، عقل و برهان عقلي را نه به‌صورت مستقل، بلکه به‌عنوان تابع ظواهر ديني مي‌پذيرفتند. جريان تلفيقي، باوجود برخورداري از ظاهرگرايي اهل‌حديث، از فلسفه حسّي نيز متأثر بودند. و سرانجام عارفان مسلمان، مخالفت‌شان از باب انکار ارزش براهين عقلي نبوده است، بلکه در مقايسه برهان عقلي با شهود قلبي، دست برتر را از آنِ شهود دانسته و پاي استدلاليان را چوبين مي‌شمردند. اين نوشتار درپي بيان ديدگاه استاد شهيد درباره هريک از اين گروه‌ها و پاسخ ايشان به ادله آنهاست.
بررسی و مقایسه دیدگاه استاد مطهری و یاسپرس پیرامون ایمان
نویسنده:
سیده راضیه یوسف زاده ، عبدالله نصری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در نوشتار حاضر دیدگاه استاد مطهری، فیلسوف و متکلم مسلمان ایرانی و کارل یاسپرس، فیلسوف اگزیستانسیالیست آلمانی در باب «ایمان» را مورد بررسی قرار داده و تلاش می‌کنیم به اهم نکاتی که در این دو دیدگاه قابل مطالعه تطبیقی هستند، بپردازیم. بدین منظور ابتدا با روش توصیفی، اسنادی به گردآوری و تحلیل دیدگاه هریک از دو اندیشمند در باب مقوله ایمان پرداختیم و در این راستا تلاش کردیم در مطالعه‌ای تطبیقی، آراء ایشان را در ذیل محورهای متناظر گرد آوریم. در نهایت نقاط اشتراک و افتراق را برشمردیم. هردو متفکر بر ضرورت ایمان تأکید می‌کنند. ایمان استاد مطهری، ایمان وحیانی مشتمل بر دو رکن «شناخت» و «تسلیم» است. عقل در کسب این ایمان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. مطهری، عمل را داخل در مفهوم ایمان نمی‌داند، اما به لحاظ وجودی، به رابطه وثیقی میان این دو قائل است.ایمان دارای مراتب بوده و حد اعلای آن یقین است. ایمان یاسپرس ایمان فلسفی است، چراکه او وحی مورد قبول ادیان را انکار می‌کند. ایمان از نظر یاسپرس، جزئی و تاریخی و از سنخ تجربه وجودی است . ایمان فلسفی گرچه غیرعقلانی نیست اما فاقد یقین و قطعیت است. عبادات و مناسک و نیایش‌های زبانی، در ایمان فلسفی هیچ جایی ندارند.
الاجتهاد وجدل الأصالة والمعاصرة -قراءة فی التجربة الفقهیَّة للشهید مرتضى مطهّری-
نویسنده:
حیدر حب الله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 247 تا 279