جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
معادشناسی در مکتب ابن عربی و آرای امام خمینی
نویسنده:
پدیدآور: مهدی فرحناکی مقدم ؛ استاد راهنما: سید محمود یوسف ثانی ؛ استاد مشاور: محمد جواد شمس
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اندیشه پیرامون حیات و مرگ، محدود بودن هستی به ماده یا امتداد آن در عوالم غیر مادی، وجود جوهر پایدار در انسان، امکان حیات ابدی و ... همواره با آدمی همراه بوده و آرزوی جاودانگی و رهایی از حدود و دست یابی به آرامش و سعادت مطلق از خواسته های او بوده اند. در این راستا تبیین مساله معاد و هدایت در جهت مبانی آن از جمله رسالت های انبیا بوده و از اصول اساسی ادیان است. بحث معاد و کیفیت حیات اخروی از دو جهت دشواری خاص دارد: یکی این که به صورت حسی و تجربی قابل درک نبوده، و آگاهی از جزئیات و کیفیت آن از قلمرو عقل نیز خارج است. دیگر آن که به جهت تأخر موضوعی، بسیاری مباحث معرفتی در مقدمات آن دخیل بوده و لذا تبیین و درک حقایق آن متخذ از حوزه های معرفتی متنوع و گوناگونی است که بر آن مقدم اند.در عرفان نظری اگرچه مساله معاد به عنوان قوس صعودی هستی حائز اهمیت است اما در منظر عرفای مسلمان کمتر مورد توجه قرار گرفته و تبیینی منسجم نیافته است. به طوری که در تاریخ عرفان اسلامی و با رویکرد عرفانی اثری مستقل در این باب در دسترس نیست و به ندرت در ضمن سایر مباحث مجال طرح یافته است. از آنجا که مباحث وحدت وجود و نظام مظهریت، تکرار ناپذیری تجلی، چینش نظام هستی براساس نظام اسماء و حضرات خمس، ماهیت مظهری عالم و هویت سلوکی و استکمالی نفس انسانی مبانی مکتب ابن عربی و نیز آرای امام خمینی هستند، مطالعه و تبیین هر مساله ای از جمله معاد در نگاه ایشان بدون توجه به این مبانی پذیرفتنی نیست. در این نگاه، وجود، واحد است(حق) و ظهوری دارد که عالم است و بطونی که اسماء است و برزخی جامع که واسطه‌ی بین آن دو می باشد.(انسان کامل) نظام ظهوری عالم به دو قوس نزول و صعود تقسیم می شود که یکی متضمن سیر از وحدت به کثرت است که حضرات خمس را شامل می شود که طی آن حق از هویت مطلق خویش به عوالم مادون تنزل یافته و براساس همان درجات و عوالم، ارتقای مظاهر ناقص و سیر از کثرت به سوی وحدت واقع می شود. تعطیل فیض رحمانی غیرممکن است و مدارج و معارج فیض الهی دایره وجود را تشکیل می دهد. همان گونه که ظهور موجودات در قوس نزول و در مراتب کثرت با تجلیات اسمائی اتفاق می افتد، زوال آنها در قوس صعود با تجلیات جلالی در مراتب وحدت صورت می گیرد. اسمایی چون قهار، واحد، فرد، صمد، معید، ممیت و ماحی سبب این زوال اند. بر این اساس بحث معاد نیز به مراحلی از تطورات وجود می پردازد. سیر جهان و انسان تا قیامت و پس از آن، انعدام و ایجاد نیست، بلکه ظهور و اخفاست.بر این اساس مرگ امری وجودی و از مراحل مسیر کمال انسان و نتیجه‌ی استقلال تدریجی نفس از طبیعت است. مرگ انتقال از نقص به کمال، از قوه به فعل و انتقال از عالم ظهور به عالم بطون است. قیامت از میان رفتن تعین کثرات و رفع حجاب است همان طور که صفات جمالی حق مانند حی، رحمان و رحیم موجب افاضه فیض و استقرار تعینات خلقی است، همان طور نیز تجلی صفات جلالی و اسماء قهری موجب انهدام و بطلان تعینات می گردد. قیامت از هم پاشیدن نظام کیهانی نیست بلکه بازگشت به اصل است چراکه تعطیل فیض و انهدام کائنات امکان پذیر نیست. قیامت پلی بین دو نحوه بودن است که مستلزم بازگشت فرعی به اصل خود است یعنی به اعتباری بمیرد و به اعتبار دیگر احیا شود و هر قیامت مرگی دربردارد و مرگ، در مورد انسان رفع حجاب از تعینات جسمانی است. اصل تکرارناپذیری تجلی در این مکتب نیز علاوه بر این که اشکال اعاده‌ی معدوم را برطرف می سازد، به تبیین تبدل صور انسان متناسب با نشئات مختلف (با وجود بقای جوهر و حفظ هویت) کمک می کند، و نیز مبنایی برای بحث تکامل برزخی یا اخروی است.از سویی دیگر معادشناسی با انسان شناسی ارتباطی وثیق داشته و راه یافتن به حقیقت معاد بدون شناخت نفس به منزله هویت و جوهر انسان که تمام صفات و ملکات وجودی او را دربردارد، امکان پذیر نیست. ابن عربی و امام خمینی به تبع اعتقاد به دو نشئه جسمانی و معنوی به هر دو معاد روحانی و جسمانی معتقدند و جسم در تعریف ایشان مصادیقی بیش از جسم مادی و عنصری یافته و در اطوار مختلف سیر صعودی تنوع می پذیرد. از این نگاه، نفس، حقیقتی مجرد است که در هیچ نشئه ای از تدبیر بدن منصرف نمی شود و به تناسب هر نشئه بدنی انشا می کند و این انشا، منافاتی با وحدت هویت انسان ندارد. باطن انسان در دنیا صورت ظاهر او در آخرت است و ظاهرش در دنیا باطن او در نشئه آخرت خواهد بود.براساس اطوار وجودی، عالم نیز دارای مراتب طولی است. دنیا ظاهر آخرت و آخرت باطن دنیاست. عوالم پس از مرگ در امتداد زمانی و مکانی دنیا نبوده و جنسی متفاوت دارند. دنیا مظهر اسم الظاهر و آخرت مظهر اسم الباطن است. حیات اخروی، اصیل تر از این حیات دنیایی و مرتبه عالی تر آن است. در بحث سیر نفس، تجرد و بقای آن، رابطه نفس و بدن، تکامل نفس، حقیقت مرگ، تجسم اعمال و کیفیت حیات اخروی او مد نظر است و در سیر تکوینی عالم نیز، رابطه دنیا و آخرت، اقتضائات هر یک از آنها، جایگاه عالم قبر، قیامت، بهشت و جهنم، و... مطرح می شود. بهشت مظهر رحمت و جهنم مظهر غضب الهی است. در جهنم غضب غلبه دارد و اهل عذاب در حجاب هستند اما حتی آنها هم از رحمت الهی منقطع نیستند زیرا غضب محض امکان تحقق ندارد.با توجه به این نکات مساله این است که آیا معادشناسی مکتب ابن عربی یک نظام و سازمان منسجم و همه جانبه است یا خیر؟ اگر خیر، پس گزاره های متعدد معادشناسانه آن چگونه قابل تحلیل و بررسی است؟ و چه نسبتی با چارچوب مبانی عرفانی ایشان دارد؟ و اگر بلی که براساس شواهد فوق فرض اول این نوشتار است، به استخراج و بررسی منسجم مبانی این نظام معادشناسی پرداخته و در ادامه مولفه ها و نتایج آن را در فروعات حقیقت حشر، ثواب و عذاب و انواع آن تبیین نماید. جستجوی اولیه بیانگر این است که اگرچه گزاره های معادشناسانه در مکتب ابن عربی و آرای امام از سوی خود ایشان نظام‌مند نشده اما این زمینه و قابلیت را دارد که به چارچوب مبانی عرفانی ایشان کشیده شده و بر آن اساس تبیین و تحلیلی منسجم یابد.
ارزش و كارآمدي علوم اكتسابي و غيراكتسابي از نگاه ابن‌عربي
نویسنده:
نیره اسماعیلی ، فروغ السادات رحیم پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 51 تا 62
منابع معرفت اخلاقی در اندیشه ابن عربی
نویسنده:
علیرضا آرام ، سید احمد فاضلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، به معرفی اندیشه ابن عربی در حوزه معرفت‌شناسی اخلاق، با تمرکز بر منابع معرفت اخلاقی و تشریح چگونگی بهره‌گیری انسان از این منابع در جهت ایصال به حیات اخلاقی می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که ابن عربی معرفت اخلاقی را عینی دانسته و عالم اعیان ثابته را به عنوان نفس الامر حقایق اخلاقی معرفی می‌کند. وی در آثار خود به شکلی پراکنده اما صریح، پنج منبع: طبیعت، عقل، قلب، نفس و وحی را منابع شناخت حقایق اخلاقی دانسته است. البته رتبه این منابع یکسان نبوده و امتیاز وحی الهی و نفس آدمی بر سایر منابع نمایان است. در مقام مقایسه این دو منبع ممتاز، از کلمات ابن عربی چنین بر می‌آید که وحیْ منبع تشریعی هدایت و محصول تکلّم مستقیم حضرت حق با پیامبران و مسیر معرفت به توحید کامل است. اولیاء حق، ضمن تکامل بخشیدن به نفس انسانی و در عین برخورداری از امتیازات خاص در معرفت اخلاقی، در تعلیم و عمل خود پیرو تعالیم پیامبران صاحب شریعت هستند.
صفحات :
از صفحه 71 تا 102
واژه و وجود: معناشناسی واژۀ نبی از رهگذرِ وجودشناسیِ عرفانیِ ابن‌عربی
نویسنده:
علیرضا فاضلی ، سید مصطفی موسوی اعظم ، محمد علی عباسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مسائل اختلافی میان عالمان سنت اسلامی در حوزۀ تفسیر قرآن، که از دیرباز تاکنون همواره محل نزاع بوده، اختلاف در ریشۀ واژۀ «نبی» است. برخی این واژه را برآمده از «نبأ» به معنای خبر می‌دانند و برخی از «نبو» به معنی بلندی و رفعت. ابن‌عربی هر دو ریشه را در مادۀ نبی پذیرفته است و طبق نظریۀ او «نبی مهموز» فرع و متولد از «نبی واوی» است. به‌عبارتی «نبأ» مشتق از «نبو» است. از شروط تحقق اشتقاق اکبر مناسبت معنایی است که ابن‌عربی در راستای دفاع از دیدگاه خود تبیینی ارائه نکرده است. با وجود این به باور نگارندگان بر اساس مبانی وجودشناسی ابن‌عربی می‌توان مناسبت معنایی میان دو ریشۀ واژۀ «نبی» یافت. «نبی واوی» اشاره به نبوت در معنای باطنی آن دارد که همان حقیقت محمدیه به‌مثابه صادر نخستین است، که دارای شریف‌ترین و عالی‌ترین شأن و رفعت در عالم آفرینش است. اما «نبی مهموز» بازگشت به جنبۀ ظاهری نبوت دارد که از آن تعبیر به نبوت تشریعی می‎‌شود که قوام آن به ابلاغ خبر است. بدین معنا «نبی مهموز» (نبی به معنای خبر) فرع بر «نبی واوی» (نبی به معنای رفعت) است که پس از شهود باطن نبوت از سوی نبی، او بار دیگر به سوی خلق باز می‌گردد و از اسمی که خود مظهر آن است خبر می‌دهد. از این‌رو از حیث وجودشناسانه اطلاق هر دو معنا بر واژۀ نبی توجیه‌پذیر و صادق است.
صفحات :
از صفحه 131 تا 151
تحلیل مفاهیم «خود» و «دیگری» براساس مبانی عرفانی ابن‌عربی
نویسنده:
حسن مهدی پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
به اعتقاد برخی وحدت­گرایی عرفانی با نفی تمایزات انسانی جایی برای شکل‌گیری مفاهیم «خود» و «دیگری» و رابطه «من - تو»یی که از لوازم تفکر اخلاقی است، باقی نمی‌گذارد. ازاین‌رو، موضوع مقالۀ حاضر چگونگی تکوّن مفاهیم «خود» و «دیگری» با ابتنای بر هستی­شناسی وحدت وجودی ابن‌عربی است و سعی شده تا با روش تحلیلی و بر اساس مبانی عرفانی «وحدت در کثرت»، «مظهریت اسمایی»، «تعدد جهات» و اصل «لاتکرار فی­التجلی» نشان داده شود که در نظریۀ وحدت وجود ابن‌عربی تمایزات انسانی از بین نمی­رود و می‌توان از رابطۀ مبتنی بر «من - تو» در ذیل مفاهیم «خود» و «دیگری» سخن گفت که بدین‌گونه شرط امکان اخلاق تأمین می‌شود. همچنین، عارف وحدت وجودی هم «خود» را مقدم بر «دیگری» می­شناسد و هم «دیگری» را در درون خود می‌یابد، بدون آنکه دیگری را به خود تقلیل دهد و اصالت و غیریت او را زیر سؤال برد. درضمن، استدلال می‌شود که قول به وحدت بنیادین انسان‌ها نه‌تنها اخلاق را ناممکن نمی‌سازد؛ بلکه از شروط ضروری آن است.
صفحات :
از صفحه 479 تا 498
بررسی دیدگاه ابن رشد و ابن عربی پیرامون معناشناسی و ضرورت تأویل قرآن کریم
نویسنده:
محمود خونمری ، عباس بخشنده بالی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
یکی از مسائلی که برخی اندیشمندان در تفسیر آیات قرآن کریم مورد بررسی قرار داده اند، تأویل است. به دلیل کاربرد متعدد واژه تأویل در این کتاب مقدس، بابی در این مورد در آثار اندیشمندان مسلمان گشوده شد که اشتراکات و افتراقاتی به چشم می‌خورد. یکى از اندیشمندان اسلامی که با ترجمه و شرح آثار ارسطو تأثیر فراوانى در مغرب زمین گذاشته ابن رشد است. وی که به قلم فرسایی در پاسخ به غزالی مشهور است توانست خردورزی در متون مقدس را از راه‌های گوناگون مانند عقل و نصوص دینی مطرح نموده و یکی از نمونه‌های آن را تأویلات دینی معرفی می‌کند. در همان منطقه و مدتی اندک پس از ابن رشد، ابن عربی که اندیشه‌هایی بس عمیق و بنیادین در عرفان مطرح می‌کند نیز به تأویلات دینی توجه می‌کند. این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی در صدد است اندیشه‌های ابن رشد و ابن عربی درباره بایسته‌های اهل تأویل را مورد بررسی قرار دهد. یافته‌های بحث عبارت از اشتراک دیدگاه ابن رشد و ابن عربی درباره توجه به باطن برخی متون دینی که به واسطه اهل تأویل شکل می‌گیرد. اختلافاتی که در روش عقلی و شهودی آنان در تأویل وجود دارد. ابن رشد به فیلسوف به عنوان اهل تأویل اشاره دارد و ابن عربی به عارف به عنوان مصداقی جامع برای تأویل نمودن توجه می‌کند.
صفحات :
از صفحه 91 تا 115
شیوه‌‌های ارتباطی خداوند با انسان؛ تحلیلی از دیدگاه صوفیه دربارۀ ولیّ‌‌پنداری خود و امکان مخاطبۀ مستقیم با خداوند
نویسنده:
امداد توران
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
صوفیان با تفکیک میان سلسله انبیا و سلسله اولیا، ویژگی دسته اول را مخاطبه با واسطۀ خداوند با ایشان و ویژگی دسته دوم را که خود را نیز جزو ایشان معرفی کرده‌اند، مخاطبه بی‌واسطۀ خداوند با ایشان دانسته‌اند؛ بر این اساس این پرسش مطرح می‌شود که مبنای نظری صوفیان بر اینکه اولیای غیرپیامبر در جایگاهی برتر از مقام انبیا قرار می‌گیرند و به طور مستقیم با خداوند سخن می‌گویند، چیست؟ و نیز این مخاطبۀ مستقیم با چه مضامینی صورت می‌گیرد؟ در نوشتار حاضر با هدف پاسخ به این دو پرسش، افزون بر ایضاح ولایت صوفیانه، دو تجربۀ معراج‌‌گون صوفیان که در آن ادعای مخاطبه مستقیم با خداوند شده است، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی می‌گردد: یکی معراج بایزید و دیگری اسراء ابن‌عربی. تحلیل این دو تجربه نشان می‌دهد که اولاً صوفیان برای خود امکان تجربه‌ای مشابه تجربۀ معراج پیامبر خاتم (صلّی الله علیه واله) قائل‌اند؛ به گونه‌ای که در طی آن چنان خود را به لحاظ وجودی به خداوند نزدیک می‌دیدند که هیچ واسطه‌ای، اعم از انس و ملک، میان ایشان و خداوند باقی نمی‌ماند و ثانیاً محور اصلی و نهایی گفتگوی ایشان با خداوند این‌همانی دو طرف گفتگو بوده است.
صفحات :
از صفحه 93 تا 119
بررسی «اعیان ثابته» با «کهن‌الگوها» در اندیشۀ ابن‌عربی و یونگ از منظر کارکردها
نویسنده:
روشنک جهانی ، علی سنایی ، عظیم حمزئیان ، حبیب الله نادری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«اعیان ثابته» و «کهن­الگوها» دو اصطلاح بنیادی در دو نظام فکری متفاوت می­باشند. ابن­عربی با اصطلاح «اعیان ثابته» از منظر عرفان و یونگ نیز با اصطلاح «کهن­الگوها» از منظر روان­شناسی تحلیلی خصوصیات و کارکردهایی را برای آن‌ها بیان کرده­اند. هدف این مقاله، یافتن پاسخ پرسشی درباره­ی تفاوت­ها و شباهت­های خصوصیات و کارکردهای «اعیان ثابته» و «کهن­الگوها» در دیدگاه ابن­عربی و یونگ است. این پژوهش نظری که به روش کتابخانه­­ای انجام شده، نشان می­دهد که هر دو متفکر قائل به وجود تصورات اوّلیه در قوۀ شناخت هستند و نفس/روان را هم‌چون لوحی سپید نمی­دانند. ابن­عربی منشأ این تصورات را اعیان ثابته، معقولاتی در علم الهی، و دارای قابلیت وجودبخشی می‌داند که با تخیّل خلّاق تجلّی می­یابند؛ ولی یونگ منشأ کهن­الگوها از جمله کهن الگوی خود یا خدا را غریزه می­داند و بازتاب این کهن الگوها را در نمادهای اساطیری و دینی جستجو می‌کند. بر این­اساس، ابن­عربی در نظام فکری­اش به «خدا» و یونگ به «انگارۀ خدا» می‌پردازد.
صفحات :
از صفحه 47 تا 71
زبان شناسی عرفانی قرآن در آراء ابن عربی و مقایسه آن با دیدگاه‌های علامه طباطبایی
نویسنده:
مسعود حاجی ربیع
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این پژوهش به دیدگاه ابن عربی و علامه طباطبایی درباره زبان دین و مقایسه آراء آنها می‌پردازیم. در عرفان، امکان تصرف در ظواهر کتب وحیانی وجود ندارد. ابن عربی به ذات کلام الهی نظر دارد و بر مبنای آن اعتقاد دارد که کتب وحیانی به زبان ظاهر است. علامه به زبان ظاهر اعتقاد دارد و بر خلاف ابن عربی، نظریه او حوزه قرآن و اسلام است. ما در این نوشته، در مقام استخراج مبانی نظریه ابن عربی و علامه طباطبایی از آثار آنان هستیم. در این تحقیق به دو هدف توجه کرده ایم: نخست نظام‌مند کردن آراء ابن عربی و علامه در زبان قرآن و سپس توسعه اندیشه این دو دانشمند از طریق عرضه مسائل جدید بر آراء آنها یا تطبیق آراء آنها بر یکدیگر. روش ما در این تحقیق، آمیزه ای از نقل و تحلیل عقلی ـ عرفانی است.
صفحات :
از صفحه 63 تا 78
تأثیر مکتب ابن‌عربی بر فهم شیعی در موضوع گستره علم امام: مقایسه آرای سید مرتضی و ابن‌ ابی‌ الجمهور
نویسنده:
یاسر احمدوند ، مجید گوهری رفعت
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آرای عرفانی ابن‌عربی و شاگردانش در پرداختن به مقوله انسان کامل، ولایت و علم در سپهر تأملات دانشمندان شیعه و ناظر به نسبت امام و علم، به عرصه‌ای متفاوت با منظر متکلمان شیعه متقدم وارد شد. غیر از گروهی از علمای شیعه که درباره علم امام سکوت کرده‌اند متقدمان از علمای شیعه در باب علم امام این نگرش را پذیرفته و معتقدند گرچه علم امام کامل است، اما دامنه علم واجب امام، فقط در حیطه مسائل دین و احکام است و علم امام به سایر علوم، فنون و اخبار ملازمه‌ای با امامتش ندارد. بعدها و تحت تأثیر رواج افکار عارفان، مخصوصاً ابن‌عربی، گروهی از اندیشمندان شیعه معتقد شدند علم امام مطلق است. برخی از متکلمان شیعه، خصوصاً سید حیدر آملی، با واردکردن آموزه‌های ابن‌عربی و مکتب وی در تبیین ساختار اعتقادی شیعه زمینه را برای پدیدآمدن تلفیق فکری کلام، فلسفه و عرفان در حکمت متعالیه فراهم کردند. با تشریح آموزه‌های ابن‌عربی و مطرح‌کردن ولایت شیعی و تبیین آن به همت شارحان شیعی وی، متکلمانی نظیر ابن‌ابی‌الجمهور با مبنا قراردادن این تعالیم در مسئله علم امام با بیان علم لدنی و تعمیم آن در همه مراتب، علم امام را مطلق دانسته‌اند. در این نوشتار کوشیده‌ایم به روش توصیفی‌تحلیلی در مکتب بغداد با محور قراردادن آرای سید مرتضی از یک سو و تأثیر مکتب ابن‌عربی در فهم عمیق معارف در متکلمان شیعه با محوریت آرای ابن‌ابی‌الجمهور و با تأکید بر کتاب مجلی مرآه المنجی، از سوی دیگر، گستره علم امام را تبیین کنیم.
صفحات :
از صفحه 163 تا 183