جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی تطبیقی تعریف سعادت و چگونگی رسیدن به آن ازنظر ابن‌ سینا و دکارت
نویسنده:
ابوالقاسم اسدی، فاطمه طاهری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله سعادت و چگونگی رسیدن به آن، یکی از مباحث اساسی و بنیـادی اسـت کـه توجـه بیشتر متفکران در حوزه علوم انسانی و به­ویژه فیلسوفان اخلاق را از دیرباز تا زمان حاضر به خود معطوف نموده است. در این مقاله که گردآوری اطلاعات در آن، به روش کتابخانه­ای صورت گرفته، نظریات دو فیلسوف بزرگ شرق و غرب، یعنی ابن‌سینا و دکارت با هم مقایسه شده است. ازنظر ابن‌سینا، محرک اصلی انسان در همه فعالیت­ها و رفتارهایش، تحصیل لذت و دوری از رنج و اَلم است. ازنظر او، ماهیت سعادت، از سنخ لذت است و مانند لذت به سه قسم عقلی، خیالی و حسی تقسیم می‌شود. ابن‌سینا سعادت هر قوه از قوای نفس را عبارت از فعلیت یافتن و به کمال رسیدن همان قوه می­داند. البته باتوجه‌به اینکه بالاترین قوه از قوای نفس، قوه عاقله است، ابن‌سینا بالاترین درجه سعادت انسان را در فعلیت یافتن قوه عاقله می­داند و ازنظر او، فعلیت یافتن قوه عاقله به این است که از ماده و لوازم ماده تجرد یابد. اما ازنظر دکارت، بحث سعادت باید در ارتباط تنگاتنگ با بحث فضیلت مطرح شود؛ زیرا سعادت، نتیجه طبیعی جست‌وجوی فضیلت است. او سعادت را پاداش کسی می­داند که همواره تلاش می­نماید بر وفق فضیلت عمل نماید. او می­گوید ما در اعمالمان به دنبال فضیلت یا خیر اعلا هستیم، نه سعادت؛ ولی وقتی به خیر اعلا می­رسیم، لزوماً به سعادت نیز می­رسیم. دکارت، سعادت را در مهار و بهره­بر­ی صحیح از انفعالات و رسیدن به آرامش خاطر می‌داند؛ اما روشی که او برای رسیدن به این مقصود برمی­گزیند، نه یک روش فلسفی، بلکه یک روش علمی، یعنی استفاده از علم فیزیولوژی است.
صفحات :
از صفحه 91 تا 115
مفهوم و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل
نویسنده:
عبدالرضا صفری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله استوار بر روش توصیفی-تحلیلی بر نقش و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل تمرکز دارد. طبق یافته‌های مقاله، علیرغم آنکه شهود فرآیند روش‌شناختی مشترک در پدیدارشناسی دکارت و هوسرل است، اما از حیث مؤلفه‌های کارگر در مقوله شهود تفاوت‌های آشکاری میان این دو وجود دارد. دکارت با ایجاد تمایز ضروری میان کنش‌های ذهنی شهود و قیاس، شهود را صرفاً واجد بداهت ذاتی بی‌واسطه و سزاوار اساس فلسفه یقینی می‌داند. دکارت به منظور فراتر بردن یقین حاصل از بداهت شهود بی‌واسطه به مقوله زمان و حافظه متوسل می‌شود. ولی از آنجا که حافظه فاقد ظرفیت تضمین بداهت شهود از «اکنون» به «گذشته» یا «آینده» است، به مفهوم خدا یا در حقیقت آموزه ورود الوهیت در تاریخ متوسل می‌شود تا استمرار فرازمانی بداهت بی‌واسطه شهود «من»را تضمین کند. با این همه نزد هوسرل، شهود در درجه اول به جنبه التفاتی بستگی دارد و بدون اساس و بنیادی که از سوی شهود داده شده، دست یافتن به اساس یقینی شناخت پدیداری امکان‌پذیر نیست. هوسرل با در پیش گرفتن رویکردی کاملاً نو می‌کوشد بداهت ذاتی شهود را برخلاف خواست دکارت نه از عقل الهی، بلکه از اگوی استعلایی یا موضوعیت نفسانی که شرط وجودی اعیان است، به دست آورد. بنابراین «خیال» را در مرکز شهود ذات می‌گذارد و با ورود مفاهیم نو، شهود را از رهگذر تعریف آن به منزله تصمیم و مسئولیت معرفت شناختی، انسجام ذات و استمرار اگوی فرازمان تکمیل می‌کند.
صفحات :
از صفحه 99 تا 121
فلسفۀ گفتمان از منظر فرا-دکارت: تقابل زبان، فرهنگ و ذات
نویسنده:
مصطفی مرادی مقدم
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این موضوع که چه عاملی باعث شکل‌گیری زبان می‌شود، غریزه یا محیط، در طی چند دهۀ اخیر بحث داغ بین محققان بوده که منجر به خلق دو دیدگاه فطری‌گرایی و تجربه‌گرایی شده است. در این مقالۀ به بررسی و تحلیل تاریخچۀ گفتمان از منظر نظریۀ «بازیِ پیچیده» و فرا-دکارت به عنوان رابطی بین زبان، فرهنگ (محیط اجتماعی و جامعه) و ذات (ژنتیک و غریزه) پرداخته شده است. این مقاله با تأکید بر اهمیت زبان به عنوان یک ابزار ارتباطی و فرهنگی، به بررسی چگونگی تأثیر آن بر هویت فردی و اجتماعی می‌پردازد. در این راستا، تحلیل‌های عمیق و انتقادی از نظریات سنتی و مدرن در زمینه زبان و فرهنگ ارائه می‌شود. همچنین به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در ارتباطات انسانی در دنیای معاصر پرداختیم و به نقش زبان در شکل‌دهی تفکر و رفتار انسان‌ها بحث شده است. در این مقاله، زبان در بافت «بازی پیچیده» و در قالب «گفتمان» تعریف شده است، که تاکید بر سازندگی و غیرقابل پیش‌بینی بودن ارتباطات کلامی دارد. بنابراین، در این مقاله تمایز ذهن و بدن که در تفکر دکارت نهادینه شده بود مورد انتقاد قرار گرفته و تعاملات انسان در قالب بافتی پیچیده‌تر و گسترده‌تر، در قالب فرا-دکارت تعریف شده است. مقالۀ پیش رو به این سؤال پاسخ می‌دهد که گفتمان از منظر «بازی پیچیده» بر چه اصولی مبتنی است و با چه معیاری می‌توان به بررسی صحیح آن پرداخت. در انتها، پس از تحلیل نظریه‌ها و عقاید فرا-دکارت در باب زبان، عوامل مؤثر در تعیین نظریۀ مناسب زبان مطرح و کاربرد آن در مطالعات گفتمان بیان شده است.
صفحات :
از صفحه 225 تا 245
واکاوی مفهوم امتداد به عنوان صفت ذاتی جوهر مادی در فلسفه دکارت
نویسنده:
بهرام اعتمادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش با این پرسش آغاز می‌شود که چرا دکارت امتداد را صفت ذاتی جوهر مادی می‌دانست و این مفهوم چه ارتباطی با ریاضیات، فیزیک و متافیزیک او دارد. تحلیل با تعریف امتداد در تأملات و اصول فلسفه آغاز شده و با نفی اتم و خلأ، به توصیف فیزیک دکارتی به مثابه یک «جهان پلنوم» می‌رسد. در ادامه، این دیدگاه با نظرات اتمیست‌ها، افلاطون و ارسطو مقایسه می‌شود. سپس دو اشکال اساسی، که اصل وضوح و تمایز را به چالش می‌کشند، مطرح می‌گردد: نخست، عدم وضوح تقسیم‌پذیری نامعین ماده به دلیل وجود اعداد گنگ؛ و دوم، چگونگی تمایز یافتن اشیاء جزئی در یک جهان ممتد و یکپارچه. برای پاسخ به این چالش‌ها، مقاله به ریاضیات دکارت، به‌ویژه هندسه تحلیلی، رجوع می‌کند. اشکال اول با تکیه بر تمایز میان «نامتناهی» و «نامعین» پاسخ داده می‌شود. برای اشکال دوم، علاوه بر تبیین نقش «حرکت» در تمایز، پاسخی نوآورانه ارائه می‌شود که بر سه محور متافیزیک، ریاضیات و معرفت‌شناسی کوگیتو استوار است. این استدلال به شکلی بدیع نشان می‌دهد که چگونه اصل تقدّم وضوح امر نامتناهی بر متناهی در تأمل سوم، مبنایی کلیدی برای حل مسئله تمایز در فیزیک دکارتی فراهم می‌آورد.
صفحات :
از صفحه 6 تا 37
آموزش فلسفه جلد 1
نویسنده:
محمدتقی مصباح یزدی
نوع منبع :
کتاب
وضعیت نشر :
تهران: سازمان تبلیغات اسلامی،معاونت فرهنگی ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مهمترین نکاتی که در این نوشتار رعایت شده است عبارتند از: اشاره به سیر تفکر فلسفی و مکتبهای مختلف آن، ارتباط فلسفه با علوم و معارف دیگر، تبیین ضرورت آموختن فلسفه و رفع شبهات پیرامون آن ها، مقدم شمردن ذکر مسایل هستی شناسی به مبحث شناخت شناسی و دیگر مباحث.
نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت
نویسنده:
رمضانعلی فلاح رفیع ، حسین اسفندیار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دکارت، در تلاش برای اثبات ریشۀ تردیدناپذیر معرفت و رسیدن به یقین در مابعدالطبیعه و شاخه‌های معرفت بشری، وجود را به دو بخشِ شیء اندیشنده (من اندیشنده) و ابژۀ اندیشه (جهان خارج) تقسیم می‌کند و مبنای تردیدناپذیر معرفت را در شیء اندیشنده جست‌وجو می‌نماید و، براساسِ آن، جسم یا جهان خارج، خدا و سایر علوم را اثبات می‌کند. هایدگر این فکر ریشه‌ای در فلسفۀ دکارت را مورد نقادی قرار می‌دهد و آن را به‌معنایِ تفکیک سوژه و ابژه می‌داند، امری که به بحران‌هایی در فهم حقیقت وجود،‌ واقعیت و تجربۀ انسانی منجر شده است. این نوشتار از دیدگاه اونتیکی-اونتولوژیکی و به روش تحلیلی به نقدهای هایدگر درموردِ دکارت می‌پردازد. هایدگر، با معرفی مفهوم دازاین (وجود انسانی در جهان)، به‌جایِ تفکیک سوژه و ابژه، بر ضرورت پیوستگی انسان با جهان تأکید می‌کند و تفکیکِ دکارتی سوژه و ابژه را رد می‌کند. وی معتقد است که تنها ازاین‌طریق می‌توان به حقیقت وجود دست یافت. در این مقاله، با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی هایدگر و امعان‌نظر در کتاب هستی و زمانِ هایدگر، پنج نقد عمدۀ اونتیکی-اونتولوژیکی وی بر فلسفۀ دکارت را از دیگر نقدهای وی تفکیک کرده و به بررسی آن پرداخته‌ایم. این نقدها به‌عنوانِ پیش‌نیازی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و راهی برای فهم عمیق‌تر از وجود و هستی محسوب می‌شود.
صفحات :
از صفحه 55 تا 77
پارادوکس گسستگی و پیوستگی زمان در فیزیک و متافیزیک دکارت
نویسنده:
نیره سادات میرموسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بااینکه مفهوم زمان جایگاهی بنیادین در فیزیک و متافیزیک رنه دکارت ایفا می‌کند اما به‌مثابۀ موضوعی مستقل و منسجم و به‌طورِ نظام‌مند در آثار وی بررسی نشده است. به همین دلیل، تفاسیر متفاوت و متضادی از مفهوم زمان در اندیشه دکارت مطرح شده است: برخی از مفسران زمان را، در چارچوب دکارتی، اساساً گسسته و اتمیستی تلقی می‌کنند، درحالی‌که برخی دیگر بر پیوستگی ذاتی و مداوم آن تأکید دارند. این شکاف تفسیری ریشه در پیچیدگی بنیادین متون دکارت دارد. اظهارات پراکنده و گاه متناقض‌نمای او دربابِ زمان شواهدی متنی فراهم می‌آورد که هر دو قرائت را پشتیبانی می‌کند. این مقاله به بررسی این پرسش می‌پردازد که آیا دکارت به پیوستگی زمانی (تقسیم‌پذیری بی‌نهایت زمان) یا به گسستگی زمانی (اتم‌گرایی زمانی) قائل بوده است یا نه. با تکیه بر تحلیل‌های برخی دکارت‌پژوهان مانند کن لوی، گروهام، کمپ اسمیت، مارشال گرو و با ارجاع به آثار اصلی دکارت، ازجمله تأملات در فلسفه اولی و اصول فلسفه، استدلال می‌شود که شواهد متنی و تفسیرهای فلسفی از تعهد دکارت به نسخه‌ای از اتم‌گرایی زمانی یعنی ناپیوستگی قوی حمایت می‌کنند. در ادامه، قرائتی مخالف که دکارت را قائل به پیوستگی زمانی می‌داند نیز طرح شده و حدود اعتبار و محدودیت‌های آن به‌طورِ انتقادی بررسی شده است.
صفحات :
از صفحه 103 تا 126
بررسی تأثیر سوبژکتیویزم دکارتی و کانتی بر سکولارسازی علم
نویسنده:
عبدالله محمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
سکولاریزاسیون علم در میان ساحت‌های مختلف سکولاریزم، از مهم‌ترین و مغفول‌ترین آنهاست. مسأله اصلی این مقاله نشان دادن تأثیر سوبژکتیویزم (به ویژه در قرائت دکارتی و کانتی آن) در سکولاریزاسیون علم است. در این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، روشن می‌شود سوبژکتیویزم یکی از زیربنایی‌ترین مبانی شکل‌دهندة متافیزیک جدید است که بر مبانی و مسائل علم مدرن تأثیر داشته است. سوبژکتیویزم اگرچه با انگیزة مخالفت با شکاکیت از سوی دکارت طرح شد، بشر را در شک‌گرایی پیچیده‌تری فروبرده و بسیاری از دانشمندان از دست‌یابی به واقعیت فی‌نفسه ناامید ساخت. بر پایة این نگرش، مفاهیم قدسی و اخلاقی، ذهنی شمرده و ارتباط علوم با مبادی متافیزیکی آنها مانند باور به وجود خدا، غایت‌مندی جهان، ضرورت علّی و ... گسسته می‌شود. سوبژکتیویزم در ادامه به بنیاد اصلی اومانیسم، عقلانیت خودبنیاد و نفی مرجعیت دین تبدیل شد. هر کدام از این نتایج به نوعی، کنار نهادن مبادی متافیزیکی و وحیانی را برای متفکران غرب جدید موجه ساخته است. این دیدگاه به لحاظ منطقی نقائص معرفت‌شناختی جدی دارد و از نظر کارکردی نیز پیامدهای ناگواری در علم جدید داشته است.
صفحات :
از صفحه 73 تا 102
مسئله هویت انسان: از هویت فردی سکولار دکارتی تا هویت جمعی الهی عطار
نویسنده:
محمدعلی عباسیان چالشتری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پرسشها که آیا انسانها دارای هویتند؟ و اگر پاسخ مثبت است، آیا این هویت، فردی است یا جمعی؟ الهی است یا غیرالهی؟ در کانون چیزی قرار دارند که ما آن را «مسئله هویت» مینامیم. از زمان دکارت تاکنون، این پرسشها به محور اصلی تأملات فلسفی پیرامون هویت انسان بدل شده‌اند. در پاسخ به این پرسشها، دکارت و پیروان مدرن او به هویتی فردی و غیرالهی برای انسان اعتقاد پیدا کرده‌اند، لویناس بکلی منکر هویت شده، و گروهی از پدیدارشناسان نیز به نوعی «شبه‌هویت جمعی غیرالهی» باور پیدا کرده‌اند. اندیشة دکارتی دربارة هویت، با مفهوم «اینهمانی معرفتی» گره خورده است، درحالیکه دیدگاه پدیدارشناسی بر مفهوم «بیناانفسیت» تأکید دارد. مخالفان دکارت بر او اشکال گرفته‌اند که نظریه هویت فردی وی به «خودتنها‌گرایی»، یعنی تنها بودن من در جهان و اینکه من تنهاکسی هستم که میتوانم بدانم وجود دارد، منجر میشود. با این حال، قرنها پیش از امثال دکارت و پست‌مدرنها و پدیدارشناسان، عطار نیشابوری در منطق‌الطیر، با بهره‌گیری از زبان رمزی و رویکردی تلفیقی، نظریه‌یی متمایز درباب هویت انسان ارائه کرده است؛ نظریه‌یی که عناصری از پدیدارشناسی و نظریة دکارتی را در خود دارد و مفاهیم «بیناانفسیت» و «اینهمانی معرفتی» را در بستری عرفانی و الهیاتی بازخوانی میکند. در این مقاله، ما این نظریه را با عنوان «نظریه هویت جمعی الهی انسان» معرفی و تبیین خواهیم کرد؛ نظریه‌یی که میتواند افقهایی تازه در فهم انسان و هویت او بروی ما بگشاید.
صفحات :
از صفحه 145 تا 168
گذار از نفس به ذهن در تأملات دکارت
نویسنده:
مصطفی شهرآئینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کوگیتو (Cogito) نشان‌ویژۀ نظام فکری دکارت به‌شمار می‌آید که با آن تحوّل بزرگی در تاریخ اندیشۀ فلسفی پدید آمد. بن‌مایۀ کوگیتو در معنای تازه‌ای نهفته است که دکارت به نفس می‌دهد و این معنابخشی به‌ میانجی ‌گذار از نفس به ذهن رخ می‌دهد. کوگیتو در سه اثر مهم، البته به قرائت‌های متفاوت، خودنمایی می‌کند: گفتار در روش، تأملات در فلسفۀ اولی، اصول فلسفه. اما از میان این سه، دکارت فقط تأملات ‌را «رساله» می‌داند و از آن به مابعدالطبیعۀ خود نیز یاد می‌کند. در نوشتۀ پیشِ رو، می‌کوشیم با چشم‌دوختن بر «تأمل دوم» از تأملات شش‌گانه در تأملات، جایگاه کوگیتو را در نظام فکری دکارت از حیث گذار از نفس ارسطویی به ذهن دکارتی باز نماییم. پیداست که برای این مقصود، ناگزیر از طرح مقدّماتی بحث خاصّه در دورۀ نوزایی و در سدۀ هفدهم هستیم، تا روشن گردد اندیشۀ دکارت در این باره تنها تأکید بر نفی افکار پیشینیان از جمله ارسطو نیست، که جنبه‌های نواندیشانه‌‌ و نوآورانه‌ای نیز دارد. در این گذار، شک دکارتی نقش بسترسازی و تمهید مقدّمات را برعهده دارد که باید بدان نیز پرداخت.