جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
صفحه اصلی کتابخانه > جستجوی هوشمند در الفبا
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  *برای جستجوی عین عبارت , عبارت مورد نظر را درون گیومه ("") قرار دهید . مانند : "تاریخ ایران"
نقش تجرد خیال حکمت متعالیه در حل معضلات مهم فلسفی
نویسنده:
پدیدآور: مریم محمدی ؛ استاد راهنما: عین الله خادمی ؛ استاد مشاور: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
از دیدگاه حکیمان مسلمان خیال، قوه ای است که دست آوردهای حس مشترک را نگه داری می کند،یعنی صورت های محسوسات، پس از ناپدید شدن آن ها از حس در قوه ای به نام خیال باقی می ماند. تجرد در اصطلاح فلسفه مفهومی است که مقابل مادی است و آنچه که دارای ویژگی تجرد یعنی (فاقد جسم یا فاقد ماده ) است مجرد نامیده می شود. مجردات دارای مراتبی هستند که عبارت است ازالف :تجرد خیالی(فاقد ماده می باشد اما احکام ماده را دارد) ب:تجرد عقلی(که فاقد ماده واحکام ماده است)ج:تجرد فوق عقلی(یعنی تجرد نفس از ماهیت،علاوه بر تجرد آن از ماده/در واقع نفس در این مرتبه در هیچ حدی ثابت نبوده وگوهر ی بسیط و فوق مقوله است و در این حالت است که گفته می شود انسان حد یعرف ندارد اما فرشته حد یعرف دارد) مسأله تجرد خیال ارتباط مستقیمی با اکثر مبانی فلسفی از جمله اَصالت وجود دارد ،از نظر ملاصدرا آنچه در خارج است وحقیقت اشیا را تشکیل می دهد وجودات آن هاست و ماهیات فقط ظهور آن وجودات در ذهن ما می باشد ،این مبنا در شناخت نفس از دید حکمت متعالیه بسیار مهم است زیرا نفس وعلوم آن نحوه ای از وجودند. نظریه تجرد خیال که می توان آن را جزء نوآوری های ملاصدرا در حوزه ی فلسفه ی اسلامی دانست دارای لوازم: هستی شناختی،معرفت شناختی،معاد شناختی وکلامی بسیار مهمی است،در بعد هستی شناختی،از تجرد خیال می توان به وجود مرتبه ای از عالم در قوس نزول وصعود پی برد که مرتبه ای میانجی است وشکاف موجود بین عالم عقول وعالم ماده را پر کرده است این نظریه در بعد معرفت شناختی موجب حل مشکل رابطه ی نفس و بدن و رابطه ی داده های حسی وجزئی با عقل می گردد. و در بعد انسان شناختی، موجب اثبات مرتبه ی مثالی نفس می شود که منجر به بروز انقلابی در مباحث معرفت نفس می گردد ومی تواند در تبیین برخی از آموزه های دینی وحل بسیاری از مشکلات فلسفی موثر واقع شود. اثبات تجرد خیال توسط ملاصدرا برخلاف حکمای پیشین از جمله ابن سینا،که خیال وصور خیالی را مادی می داند،موجب خلاق شدن این قوه وایجاد صور خیالی می شود،در واقع مهم ترین ثمره ی اثبات تجرد خیال بقای نفوسی است که به حد تجرد عقلی نرسیده اند. و هم چنین به واسطه این نظریه مسائل فلسفی مهمی چون وجود ذهنی و استکمال نفس تبیین رضایت بخشی پیدا می کنند،در واقع ملاصدرا برخلاف شیخ اشراق معتقد است صور ادراکی قوه ی خیال،معلول نفس و در مثال متصل فرد قرار دارند وهرچه انسان در این عالم یا بعد از مرگ مشاهده می کند در درون ذات خود مشاهده می کند مسأله اصلی دراین پژوهش بررسی کارکردهای خیال در مباحثی چون:وجود ذهنی،معاد جسمانی،استکمال نفس وحرکت جوهری است وتلاش برآن است که به سوالاتی ازجمله: 1:نقش نظریه تجرد خیال محی الدین ابن عربی بعنوان پدر عرفان نظری در حکمت متعالیه چیست؟ 2:وجوه تشابه وتفاوت آرا ء ملاصدرا در بحث تجرد خیال در استناد به آراء ابن عربی چیست؟ 3:آثار ونتایج تجرد خیال در مرتبه مثالی نفس چیست؟ 4:نقش تجرد خیال در ابهامات،مکاشفات وتجربه های دینی چیست؟ 5:نقش تجرد خیال در مباحثی نظیر معاد(عالم قبر و برزخ،حشر نفوس ناقص، معاد جسمانی)چیست؟
تحلیل محتوای وصایای امام علی(ع) به فرزندان خود در نهج‌البلاغه
نویسنده:
پدیدآور: زهرا باقری ؛ استاد راهنما: فتحیه فتاحی زاده ؛ استاد مشاور: محمد جانی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
آثار گهربار معصومان(علیهم‌السلام) پس از قرآن کریم، از مهم‌ترین و گران‌قدرترین منابع مکتوب دین مبین اسلام است. در بین این آثار، نهج‌البلاغه آموزه‌های ارزشمندی را در خود نهفته دارد. یکی از این آموزه‌ها، وصیت‌نامه‌های امام علی(علیه‌السلام) به فرزندان خویش است. تحلیل و بررسی وصایای حضرت و دست‌یابی به مهم‌ترین مؤلفه‌های مفهومی آن، نیازمند بهره‌گیری از روشی است که به فهم عمیق و دقیق متن و لایه‌شناسی آن بیانجامد. کارآمد‌ترین روش با این ویژگی‌ها، روش تحلیل محتوا است. در این تحقیق، با استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی و کیفی و بر مبنای استخراج مضامین اصلی و فرعی از جملات مضمونی، به سنجش فراوانی موضوعات اصلی و فرعی وصایا پرداخته و مهم‌ترین مضامین موجود در وصایای امام علی(علیه‌السلام) استخراج شده است. در پرتوی این واکاوی و دقت همه جانبه به مؤلفه‌های مهم و پربسامد، این نتیجه حاصل شد که محتوای اصلی وصایای حضرت(علیه‌السلام) در چهار حوزه اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی و اقتصادی بیان شده است. امام علی (علیه‌السلام) در وصایای اخلاقی، دعا را عاملی برای صیقل جان و آرامش روح و رابطه بین انسان و خالق هستی معرفی کرده است. همچنین شرایط اجابت دعا و حکمت تأخیر در استجابت دعا را برای فرزندان خویش بیان فرموده‌اند. ایشان در وصایای اعتقادی به‌صورت ویژه به مسئله معاد پرداخته و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم آثار مختلف اعتقاد به آن را برشمرده‌اند. در وصایای اجتماعی به بررسی و تبیین جایگاه و اهمیت موضوع دوستی، معرفی آیین و آداب انتخاب دوست از نگاه حضرت علی(علیه‌السلام) پرداخته شده است. همچنین حضرت(علیه‌السلام) در وصایای اقتصادی حقیقت و الگوی قناعت را ترسیم کرده‌اند تا فرزندان براساس آن زندگی خویش را پایه‌ریزی نموده تا در سایه آن به عزت و سربلندی در دنیا دست ‌یابند.
بررسی تطبیقی نقش ایمان به معاد در زندگی انسان از دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: رقیه احمدیان ؛ استاد راهنما: زهرا کاشانیها ؛ استاد مشاور: عبداله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از آنجایی که انسان اشرف مخلوقات و دارای قدرت انتخاب است، و با داشتن عقل بر دیگر موجودات برتری یافته، مانند دیگر موجودات نیست. بشر امروز با دست‌یابی به علم و صنعت و پیشرفت تکنولوژی بحران‌هایی را هم عاید خود کرده است از جمله بحران معنوی است که در اثر سقوط ارزش‌های اخلاقی، تربیت انسان را مورد تهدید قرار داده است و تنها راه مقابله با این بحران‌ها تربیت صحیح بر اساس محور دین می‌باشد از این رو معاد مؤثرترین عامل در جهت تقویت وجدان فردی و تعاملات اجتماعی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به اینکه به بررسی تطبیقی تأثیر معاد در زندگی فردی و اجتماعی از دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی می‌پردازد، یک مطالعه کیفی با روش تطبیقی انجام شده است و پرسش اصلی اینکه نقش معاد در زندگی فردی و اجتماعی از منظر فیض کاشانی و علامه طباطبایی چگونه است؟ و چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی در مؤلفه‌های آن، میان این دو متفکر وجود دارد؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است فیض کاشانی معاد را هدفمندی خلقت و اعاده حق بندگان، معرفی می‌کند که آدمی بعد فوت سر از حیات دیگر بیرون می‌آورد و ضرورت ایمان به معاد را عدل الهی و اقتضای حکمت خداوند می‌داند و تلافی است در جهان دیگر نسبت به افراط و تفریط و ظلم و انظلام این جهان. در بعد فردی، به بررسی تأثیر معاد در عمل فردی از جمله تغییر بینش، در کاهش و زدودن ناهنجاری‌های روحی و اخلاقی، کنترل غرایز و شهوات، براساس دیدگاه فیض پرداخته شده است. در بعد اجتماعی، تأثیر معاد در عمل اجتماعی به مسئله مسئولیت‌پذیری، افزایش روحیه کار و تلاش، جهاد و استقامت، کنترل خشم، بر اساس دیدگاه فیض پرداخته شده است همچنین علامه طباطبایی معاد را به معنی برگشتن به سوی خدا و باز گشت اشیاء با تمام وجودشان به چیزی که از آن وجود یافته‌اند معنا می‌کند. در بعد فردی، به بررسی تأثیر معاد در عمل فردی از جمله تغییر بینش، اطمینان و آرامش دل، کنترل غرایز و شهوات، انجام تکالیف الهی.. براساس دیدگاه علامه پرداخته شده است. در بعد اجتماعی، تأثیر معاد در عمل اجتماعی به مسئله مسئولیت‌پذیری، افزایش روحیه کار و تلاش، جهاد و استقامت، کنترل خشم، بر اساس دیدگاه علامه پرداخته شده است.
ضرورت بررسی فلسفه مرگ و راهبرد های تبلیغی-تربیتی آن در سبک زندگی
نویسنده:
پدیدآور: عاطفه بابائی ؛ استاد راهنما: زهرا تجریشی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
معاد و زندگی پس از مرگ مهم ترین حادثه زندگی بشر یاد می‌شود و از جهت اهمیت، جز اصول دین به شمار می‌رود. تمامی فعالیت های زندگی زیر سایه‌ی باور به معاد معنا و مفهوم می‌یابد. اعمال و کردار آدمی ریشه در سبک زندگی او دارد، سبک زندگی است که تعیین می‌کند فرد، چگونه از ثروت، انرژی و وقتش استفاده کند. وقتی یاد معاد و مرگ و حسابرسی اعمال در زندگی جاری باشد، فرد شیوه‌ی زندگی اش را بر پایه‌ی این مهم می‌گذارد و ایمان به حسابرسی در زندگی اش ورود پیدا می‌کند. این تحقیق به بررسی عوامل و دیدگاه های مختلف مرگ و رابطه آن با سبک زندگی از منظر آیات و روایات میپردازد و راهبرد‌های تبلیغی-تربیتی این موضوع را ارائه می‌دهد .بررسی سبک زندگی و تصحیح آن و شناخت روش‌هایی که یاد معاد را زنده نگه می‌دارد، میتواند تاثیر به سزایی در زندگی روزمره و نوع رفتارهای آدمی داشته باشد. و همین طور ارائه‌ی راهبرد‌های تربیتی، در داشتن یک تبلیغ موفق وتربیت صحیح تاثیر به سزایی دارد. در فصل اول به مفهوم مرگ، اعتقادات سایرمذاهب و آئین‌ها پیرامون مرگ و دیدگاه های علما، روان شناسان و... درباره‌ی مرگ پرداخته‌شده است. در فصل دوم به معاد‌باوری، شرایط و ویژگی های آن اشاره شده است و در فصل سوم، سبک زندگی مومنانه برای نهادینه شدن معادباوری و همچنین اعمالی که باعث دور‌‌ شدن انسان از آثار وضعی گناهان می‌گردد، ارائه شده است. و نهایتا در قسمت نتیجه‌گیری، راهبرد های تربیتی پیرامون نهادینه کردن یاد مرگ و آخرت برای داشتن سبک زندگی مومنانه، مطرح شده است.
نقش معادباوری در مواجهه با مفاسد اخلاقی با تأکید بر کتاب ثواب الأعمال و عقاب الأعمال
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه غفاری راد ؛ استاد راهنما: لاله افتخاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مسأله ی معاد و ایمان به آن همواره مورد توجه پیامبران و ائمه  بوده و جزء برنامه های اصلی خود برای هدایت مردم به آنها ابلاغ می شده است؛ اعتقاد به آن نقشی بی بدیل در عرصه های مختلف زندگی، پیشگیری، کاهش مفاسد اخلاقی و نیز اصلاح آنها ایفا می نماید. هدف پژوش حاضر شناسایی نقش معادباوری در پیشگیری و اصلاح مفاسد اخلاقی در رابطه با خود، خدا و دیگران است.روش پژوهش توصیفی- تحلیلی کیفی است و از طریق تحلیل اسنادی و تحلیل محتوا انجام پذیرفته است. در نوشتار حاضر نقش معادباوری در دو سطح پیشگیری و اصلاح از روایات معصومین  بررسی و مصادیق مفاسد اخلاقی با توجه به روایات اخلاقی کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» توصیف و تحلیل کیفی می شود. یافته های پژوهش بیان گر نقش اعتقاد به معاد در گرایش به اخلاق مطلوب در ابعاد فردی، جمعی و الهی است و در این راستا منجر به کاهش و پیشگیری از مفاسد می گردد. در سطح اصلاح نیز این اعتقاد انکار ناپذیر است و در اصلاح ارتباط فرد با خود، خداوند و دیگران نقش آفرین خواهد بود. بررسی مجموع 1113 روایت کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» نشان داد 167 عنوان آن با مفاسد اخلاقی ارتباط دارد که 5% به مفاسد اخلاق فردی، 29% به مفاسد اخلاقی مرتبط با خدا و معصومین  و 66% به مفاسد اخلاق جمعی اختصاص یا فته است که بیشترین میزان عناوین روایات مربوط به مفاسد اخلاق جمعی بوده که نشان از اهمیت دادن معصومین  به این حوزه اخلاقی و حق الناس است. می توان چنین نتیجه گرفت که معادباوری به عنوان زیر بنا در شکل دهی به اخلاق مطلوب است و در صورت اهمیت و تقویت درونی و عوامل بیرونی آن مانند آگاهی از عواقب اُخروی مفاسد در کاهش، پیشگیری و اصلاح مفاسد اخلاقی نقشی تأثیر گذار دارد.
بررسی بازتاب معاد در شرح علامه جعفری و ابن میثم بحرانی در ‌نهج‌البلاغه
نویسنده:
پدیدآور: جواد باقرپور ؛ استاد راهنما: حسین چراغی وش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
از زمان‌ تدوین ‌نهج‌البلاغه توسط سیدرضی‌ تاکنون شرح‌های مختلفی بر آن نوشته شده است. در این میان‌ شاید مهمترین‌ شروح، ترجمه‌ و تفسیر نهج‌البلاغه‌ اثر اساتید ابن میثم بحرانی و علامه‌ جعفری‌ باشد. از آنجا که در این تحقیق بررسی بازتاب معاد درشرح علامه جعفری وابن میثم بحرانی در ‌نهج‌البلاغه می‌باشد، لذا سعی شده با توجه به بررسی ورجوع به آثار این دو بزرگوار به این سوال پاسخ داده شود که چه تفاوتی در نوع نگاه این دو فقیه به مساله معاد به‌عنوان یکی از مهمترین ارکان دین اسلام وجود دارد. مهمترین نتایج به دست آمده در این تحقیق آن است که آنچه علاّمه جعفری را از خطّ مشی فلاسفه و حکمای دیگر در باب اتّحاد روح و بدن در قیامت متمایز می‌سازد، این است که او معاد جسمانی را برگرفته از تکامل و صعود بدن در اثر حرکت جوهری و رسیدن به مقام و مرتبه نفس می‌داند. او نظرهای فلاسفه دیگر مبنی بر عود و نزول نفس و اتّحاد با بدن دنیوی را رد می‌کند، چراکه به حُکم عقل محال است موجودی که فعّال و کمال یافته است، مجدّداً به مرتبه قوّه و انفعال نزول یابد. از بحث‌های او این نتیجه حاصل می‌شود که بدن جسمانی پس از مفارقت و جدایی از نفس، برخلاف نظر دیگران، فانی نمی‌شود و در اثر حرکتی که ناشی از حرکت جوهری است، کمال و فعلیّتی خاص با نفس پیدا می‌کند و این اتّحاد نفس و بدن در آخرت را می‌توان نتیجه اتّحاد یا حدوث جسمانی نفس با بدن دنیوی دانست .از سویی دیگر ابن میثم نیز معتقد است که ماهیت خداوند و ممکنات متفاوت است. محقق بحرانی درد و لذت را از صفاتی می‌داند که باید از خداوند سلب کرد. او برخلاف فلاسفه معتقد است که خداوند عالم به جزئیات است. او قائل است که صفات خداوند عین ذات او هستند و زیادت صفات بر ذات فقط به حسب اعتبار عقلی صحیح است. ابن میثم، اراده‌ی خداوند را به علم خاص او به مصالح، ارجاع می‌دهد. او معتقد است که«انسان دارای اجزای اصلیه‌ای است که از اول تا آخر عمر باقی می‌مانند. ابن میثم در شرح خود بر ‌نهج‌البلاغه از قائلین به معاد جسمانی است؛ هرچند بعد از نقل قول حکما در مورد توأم بودن معاد جسمانی و روحانی هیچ اشکالی بر سخن آنان وارد نمی‌کند. روش به‌کار رفته در این تحقیق توصیفی - تحلیلی است.
معادشناسی عرفانی در مأثورات امام علی (ع)
نویسنده:
پدیدآور: معصومه عزیزی خادم ؛ استاد راهنما: رضا الهی‌منش ؛ استاد مشاور: حامد ناجی اصفهانی ؛ استاد مشاور: سعید رحیمیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
جایگاه«معاد» و«قیامت» در عرفان اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. قیامت خیزش تمام مخلوقات، به ویژه انسان، به سوی خداوند است. این خیزش، از نگاه عرفانی به چند گونه تحقق می‌یابد که عبارتند از: «قیامت آن‌به‌آن» و تجربه مرگ و حیات در هر لحظه‌ از زندگی دنیایی، «قیامت صغرای آفاقی» یا مرگ طبیعی برای عموم مردم، «قیامت صغرای انفسی» در همین دنیا برای سالک در راه و غیر کملین، «قیامت کبرای آفاقی» در جهان آخرت برای عموم انسان‌ها و «قیامت کبرای انفسی» در همین دنیا برای عارفان واصل. با توجه به ضرورت سلوک و اثر آن در ظهور انواع«قیامت» در روایات اسلامی، تحقیق حاضر به بررسی معادشناسی عرفانی در مأثورات حضرت علی پرداخته است. روش تحقیق در این رساله روش توصیفی-تحلیلی است که با مراجعه به تعالیم آن حضرت به تحقق انواع قیامت در باطن آدمیان صحه می‌نهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که «مُخلَصین» شامل نبی اکرم و آل طاهرینش با کمال انقطاع خویشتن، به شهود اشراق وحدت شمس حقیقت بر جان خود و جهان نائل شده‌اند و با فنای ذات خویش، به خلافت و ولایت اتمّ دست یافته و بر عوالم وجود و مخلوقات، حقِ تصرف دارند. آنان فقر ذاتی خود و سایر مظاهر خلقی را به همان وجهه فقریشان شهود می‌نمایند و آخرت برای آنها در این دنیا با همه ساز و برگش به عینیت و حق الیقین مشهود است؛ غیر کملین نیز به نسبت درجه انقطاع از ماسوی الله، با اعراض از توجه به دنیا از نشئه‌ دنیایی مرده و در نشئه دیگر حیات می‌یابند و با این انتقال مرگی ارادی را تجربه می‌کنند که دروازه راهیابی به حقایق و کشف حجاب‌ و قیام بعضی مراتب قیامت است؛ مشاهده مراتبی از عالم غیب، انکشاف حجاب تن، نزدیک دیدن قیامت، ظهور ساحت عقل، شهود مراتبی از بهشت و دوزخ و... از ثمرات مرگ ارادی است.
نسبت نظریه حساب احتمالات به عنوان روش اثبات در دیدگاه شهید صدر با مدل استدلالی قرآن
نویسنده:
پدیدآور: راحله آقازاده ؛ پدیدآور: حسین کمالی زاده اردکانی ؛ استاد راهنما: آیت اله فتحی ؛ استاد راهنما: رحمان عشریه ؛ استاد مشاور: محمدحسین ملک زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
از عرفی ترین روش‌ها در نظام معرفتی انسان، استقرا است. استقراء با نگره بررسی جزئیات و رسیدن به حکم کلی که در جزئیات یافت شده است، یعنی از سیر جزئی به کلی، به عنوان روشی علمی و تجربی در علوم طبیعی و تجربی به کار گرفته شده است. قرآن کریم در تبیین معارف توحیدی در کنار استدلال‌های برهانی و جدلی از روش استقراء در اثبات توحید ربوبی، معاد و الهی بودن قرآن کریم، استفاده نموده است. شهید صدر از برجسته‌ترین متفکران اسلامی است که توانست با طرح نظریه جدیدی به نام «دیدگاه ذاتی»، یقینی بودن استقرا و صحت نتیجه در آن را به اثبات برساند. ایشان با استمداد از علم اجمالی در اصول فقه و حساب احتمالات، توانست روش استقرایی را تحلیل کند. نوشتار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به بررسی این روش نوپدید در حوزه مبانی استقراء های قرآنی پرداخته و با استفاده از مدل استقرایی شهید صدر توانست، استقرای معاد قرآنی را موجه و یقین آور ارزیابی نماید.
ترجمه و تحلیل رساله ثمره الفواد فی نبذ من مسائل المعاد از ملااسماعیل خواجویی
نویسنده:
پدیدآور: حسین نبی پور شورکی ؛ استاد راهنما: علیرضا فاخرزاد ؛ استاد مشاور: عباسعلی آرامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
هدف از ترجمه و تحلیل رساله ملا اسماعیل خواجویی در باب معاد و بنیان دیدگاه وی در باب عالم آخرت، برزخ،معاد جسمانی و حشر انسان که بر خلاف دیدگاه های رایج فلسفی و کلامی بوده است،حکیم به سبک و سیاقی نو و مبتکرانه ارائه نموده،که نمونه آن را نمی توان در متون کلامی و فلسفی یافت. حکیم بحث معاد را در رساله خویش از طریق متکلمین نگاشته است و معترض عقاید ملاصدرا نشده، و معاد جسمانی را به سبک متأخران از حکمای متقدم بر صدرالمتألهین مورد برسی قرار داده است. خواجویی مباحث فلسفی، کلامی و روایی را به صورت تلفیقی آورده و صرفاً به نقل روایات و آیات اکتفا نکرده است، بلکه به تحلیل عقلیِ محتوای روایات پرداخته، چنانچه میتوان گفت دیدگاه وی به مسأله معاد نه صرفاً مشائی است ونه صرفاً صدرایی. خواجویی در این رساله مباحثی را مانند بهشت و جهنم، اثبات نفس، تجرد و بقای آن، تناسخ و ابطال آن،محال بودن اعاده معدوم، بدن برزخی و مثالی و...مطرح میکند و وی باتوجه به قدرت مطلق الهی و علم نامتناهی خداوند معاد را به اثبات می رساند و همچنین معتقد است که در قیامت نفس به بدن دنیوی عنصری بازگشت می کند. حکیم خواجویی ملاک بقاء نفوس بعد از فنای ابدان را، کتاب، سنت و اجماع دانسته است و عقل را ملاک نمی داند. روش تحقیق این أثر بنا به ترجمه و تحلیل رساله از کتب روایی،کلامی و فلسفی می باشد.
بساطت نفس در حکمت متعالیه
نویسنده:
پدیدآور: اعظم مردیهادرچه ؛ استاد راهنما: سید مرتضی حسینی شاهرودی ؛ استاد مشاور: علیرضا کهنسال
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
«بساطت حقیقی» نفس مهم‌ترین وصف آن در حکمت متعالیه و مبنای اتصاف نفس به سایر احکام آن است. این وصف از نظام توحیدی مبتنی بر قاعده بسیط‌الحقیقه اخذ شده و مفاد آن وجدان حقیقت همه اشیاء‌ و در نتیجه معیت با ظهورات آن‌ها در همه مراتب هستی می‌باشد. مصداق بسیط حقیقی، أولا و بالذات حق تعالی است. ملاصدرا بر مبنای شواهد قرآنی و روایی متعدد، انسان را نیز دارای بساطت حقیقی در ظلّ حق تعالی می‌داند، به این معنا که، در مرتبه ذات متحقق به حقیقت همه اسماء الهی -به عنوان اصل اشیاء-، و در نتیجه در عین وحدت و بساطت(به معنای عدم ترکیب)، دارای مراتب متعدد در تناظر با ظهورات آن‌ها در کل عالم است. بعلاوه، این جامعیت وجودی، که انسان را فوق عقول قرار می‌دهد، «وصف بالفعل عموم انسان‌ها» است. تفاوت به علت ظهور و خفای آن است. نظام معادشناسی و معرفت‌شناسی ملاصدرا، به دلیل محوریت انسان در هر دو و تأثر آن‌ها از نظام توحیدی، امکان تبیین بساطت نفس به معنای مذکور را فراهم می‌کند. حقیقت معاد از نظر ملاصدرا، ظهور توحید، یعنی ظهور تفصیلی تمام اسماء در همه موجودات است. تبیین اختصاص معاد حقیقی به انسان، به دلیل جامعیت وجودی نسبت به تمام اسماء و در نتیجه امکان ظهور اعتدالی همه آن‌ها، مُثبت بساطت اوست. هم‌چنین، دو نظریع بدیع نفس‌شناختی «مثال بودن نفس انسان ذاتاً، ‌صفتاً و فعلاً برای حق تعالی» و «خلاقیت نفس در فرایند ادراک»، مستلزم تفسیری ویژه از ماهیت علم است. در این نظریه، علم انسان حاصل تنزل معقولات، متخیلات و محسوسات از عالی‌ترین مرتبه نفس، و در نتیجه مستلزم بساطت او می‌باشد. در آثار ملاصدرا، مطالبی نیز خلاف این نظریه یافت می‌شود که ناشی از همراهی اولیه با سایر حکما، به عنوان روش رایج وی در طرح نظریات ممتاز خود است. در عین حال، مبانی حکمت‌متعالیه،‌ بعلاوه شواهد صریح و ضمنی متعدد در آثار وی، با این نظریه سازگار و مُثبت آن است. به‌منظور انجام این پژوهش، از روش جمع‌آوری داده‌ها با تکیه بر آثار ملاصدرا (همراه با تعلیقه‌های سبزواری و حکیم نوری)، و بیان آن‌ها از طریق تحلیل عقلانی و استدلال استفاده شده است.